دوره 0، شماره 1 - ( 4-1384 )                   جلد 0 شماره 1 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


دانشگاه کاشان
چکیده:   (4633 مشاهده)
در زبان عارفان مرموزاتی از قبیل زلف، رخ، می و معشوق فراوان به کار رفته است. قصد آنان از به کارگیری چنین رمزهایی، تشبیه معقول به محسوس و نیل به حقیقت از طریق پل مجاز است. آنها بر این باورند که در قصه یوسف نیز، تطبیق معانی قصه با مراتب سلوک یا تطبیق عالم صغیر و کبیر که از کلام الهی استخراج می شود، در حکم تفسیر به رأی نیست. زیرا در معانی واژه‌ها دخل و تصرفی صورت نگرفته بلکه ذهن از این واژه به آن معانی متعالی انتقال یافته است. هدف از این مقاله، بعد از معرفی تفسیر و مفسر، بررسی و معرفی برخی تأویل ها و نمادهای عرفانی این قصه، به ویژه در تفسیر الستین الجامع اثر زید طوسی است. لطایف این تفسیر، در حکم تفسیرهای عرفانی است و اشارات آن نیز غالباً به مراتب سیر و سلوک عرفانی معطوف بوده و گاهی نیز در حکم مفهومی متداخل به حساب می آیند.
متن کامل [PDF 246 kb]   (693 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: ۱۳۹۲/۸/۱۸ | پذیرش: ۱۳۹۲/۸/۱۸ | انتشار: ۱۳۹۲/۸/۱۸