<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی طرح‌واره‌های حجمی در مثنوی‌های عطار و مثنوی مولانا</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>34</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113154</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>داوود</FirstName>
					<LastName>اسپرهم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سمیه</FirstName>
					<LastName>تصدیقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">طبق نظر لیکاف، انسان‌ها از طریق تجربه‌های مادی و روزمره خود، ساخت‌هایی مفهومی و بنیادینی را ایجاد می‌کنند که برای اندیشیدن در مورد امور انتزاعی به کار می‌روند. این ساخت‌ها همان طرح‌واره تصویری هستند که به سه دسته طرح‌وارۀ حجمی، قدرتی و حرکتی تقسیم می‌شوند. طرح‌وارۀ حجمی یکی از اصلی‌ترین طرح‌واره‌های تصویری است که در متون عرفانی کاربرد زیادی دارد. طبق این طرح‌واره، انسان‌ها با تجربه‌ای که از مکان‌های حجم‌دار دارند و با توجه به قرار گرفتن خود در مکان یا ظرف حجم‌دار، برای مفاهیم انتزاعی حجم قائل می‌شوند. 
هدف از این پژوهش، بررسی و مقایسۀ طرح‌واره‌های حجمی در مثنوی‌‌های عطار و مثنوی مولاناست که در قالب سه زیرشاخۀ عمده یعنی دل، تن، و دنیا انجام شده است. ابتدا ابیات مورد نظر استخراج و سپس دسته‌بندی شده‌اند. نتایج تحقیق نشان‌ می‌دهد با وجود انفسی بودن عرفان هر دو شاعر، عرفان مولانا نسبت به عطار انفسی‌تر است. از سوی دیگر، نگاه مولانا به تن/جسم و دنیا تلطیف‌شدۀ نگاه عطار است؛ این امر، حاکی از آن است که نگاه عطار نسبت به مولانا بیشتر تحت‌تأثیر عرفان صوفیانه است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فریدالدین عطار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولانا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مثنوی مولوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح‌وارۀ حجمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات عرفانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113154_63d6b7fc11e41a70a38a72d81e01da1c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مفهوم کلمۀ صدور در آثار مولوی بر مبنای تمایز جهان‌بینی مولوی با فلوطین</VernacularTitle>
			<FirstPage>35</FirstPage>
			<LastPage>62</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113155</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اختیار</FirstName>
					<LastName>بخشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">رینولد الین نیکلسون، مولوی‌شناس مشهور انگلیسی، در شرح بیتی از مثنوی که در آن کلمۀ «صدور» آمده، این کلمه را در مفهوم اصطلاحی نوافلاطونی آن، یعنی بر اساس نظریۀ صدور در دستگاه فلسفی فلوطین، شرح کرده است. این تحقیق با بررسی پیشینۀ پژوهش، بررسی موارد و ریشه‌های تکوین ایدۀ تأثیرپذیری مولوی از نظریۀ صدور نوافلاطونی در ذهن نیکلسون، بررسی معانی صریح و ضمنی کلمات صدور و صدر در زبان‌های عربی و فارسی و بررسی معنی و بسامد این کلمات در آثار صوفیانه و دیدگاه عرفانی مولوی، به نقد ایدۀ تأثیرپذیری مولوی دربارۀ مفهوم صدور در دستگاه فلسفی فلوطین پردا‌خته‌ است. در بخش‌های مختلف این مقاله، آرا و نظریات موافقان تأثیرپذیری مولوی از فلوطین، از جمله نیکلسون، ادوارد هنری وینفیلد، عبدالحسین زرین‌کوب و قاسم غنی با آرا و نظریات مخالفان این تأثیرپذیری، از جمله ویلیام چیتیک و بدیع‌الزمان فروزانفر مقایسه و تحلیل شده است. 
نتیجۀ بررسی نشان‌می‌دهد که مولوی در هیچ‌‌یک از آثار خود، کلمۀ صدور را در قالب نظریۀ فلسفی نوافلاطونی ـ فلوطینی آن به ‌کار نبرده ‌است. در بیت مورد بحث در این مقاله نیز، مقصود مولوی از کلمۀ صدور، مانند همۀ موارد کاربرد این کلمه در آثار مولوی، به‌معنی لغوی صریح این لغت عربی، یعنی سینه‌ها مراد بوده‌ است که مولوی آن را متناسب با مفهوم صوفیانۀ آن، به عنوان ظرف و ابزار معرفت، در جا و مقام مناسب به‌‌ کار برده‌ است. ازاین‌رو نظریۀ اخذ و اقتباس مولوی از نظریۀ صدور نوافلاطونی و تقلید او از آرای فلسفی فلوطین، خطای روش‌شناختی در مولوی‌شناسی و مثنوی‌پژوهی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جلال‌الدین محمد مولوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مثنوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفۀ نوافلاطونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رینولد آلن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نیکلسون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113155_72a77f6c1c3cbc31501b1e45d86b477d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گناه، آغازِ رجوع به خویشتن (نقد سخنِ اعتراضیِ عارف در تئوری گناه)</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>82</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113156</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>پوراَمَن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>نوروز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">«گناه» حاصل تنازع یا تعامل نیروهای اقلیم وجود بشر است و «معرفت» ققنوسی است که از خاکستر آن تقابل‌ها زاده می‌شود. اگر حیات برای کمال و ارتقاست، پس همیشه به گناه آبستن خواهد بود تا معارفِ کمال زاید. این نتیجه و دستاوردی است که عارف از تفسیر «تئوری گناه» بدان دست یافته و به زبانِ ابداعی و خاص خود بیان می‌کند و بر پایۀ همین دیدگاه می‌گوید: «تا گناهی نباشد، رحمت پروردگار آشکار نمی‌گردد.» 
نویسنده در این پژوهش، به روش توصیفی و تحلیلی، به نقد و بررسی این تئوری پرداخته و معتقد است: تعبیر عارف از «گناه» سازگارتر با فطرت بشر است و می‌تواند او را با گناه آشتی دهد و به حیات او معنا ببخشد؛ زیرا آنان بر این باورند که گناه را گرچه متغیرهایی از بیرون در بشر تقویت و بیدار می‌کنند، خودِ آن، تعبیه در سرشت آدمی است. هبوط را عصیان و گناه بشر موجب شد و عصیان معرفتی است که بشر از خزانۀ «شجرۀ ممنوعه» به‌دست آورد و بدان معرفت، دریافت که او بشری است که با سرشتی آمیخته به مَفسده و سَفک، حامل امانت پروردگارش می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فطرت و گناه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عفو و گناه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم اسما و گناه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عصیان و معرفت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113156_39853bd09db9237dbcc313f3c74ef2f1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تشبه به مسیح در قوس زندگی حلاج</VernacularTitle>
			<FirstPage>83</FirstPage>
			<LastPage>114</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113157</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>حیدری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>قربانپور آرانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کبری</FirstName>
					<LastName>صدیقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حسین بن منصور حلاج، صوفی و عارف بزرگ در سال ۳۰۹ق، به اتهام دعوی حلول و الوهیت در بغداد به دار کشیده شد. زان پس زندگی، آموزه‌ها و فرجام زندگی وی در تاریخ تصوف و فراتر از آن در ادبیات ایران بازتاب و مقبولیت کم‌نظیری یافته و با اسطوره درآمیخته است. روایات زندگی، فرجام و آموزه‌های منسوب به او، تداعی‌کنندۀ زندگی و اندیشه عیسی مسیح(ع) در باور مسیحیان ‌است. 
این مقاله با رویکردی تطبیقی‌تحلیلی سعی دارد برخی از همانندی‌ها و تفاوت‌های حلاج و حضرت مسیح(ع) را در سه بخش زندگی (سفرها، پیروان، کرامات و معجزات)، در مدعیات، رفتار و ‌اندیشه، و نیز در فرجام زندگی (پیش‌گویی شهادت، نوشیدن جام، روز شهادت، نوع و کیفیت شهادت و...) بنمایاند و همچنین تفاوت‌های دو دسته روایات، افسانه‌ها و اسطوره‌ها را نشان دهد. تشابهات بسیاری که گاهی پژوهشگران پیشین فقط به مواردی اندک یا به اشاره‌ای گذرا بسنده کرده‌اند، در این مقاله با شرح و تبیین کامل بیان شده است؛ تشابهاتی که در قیاس با افتراقات، خواننده را به این نتیجه می‌رساند که اگر منصور حلاج را «مسیح پارسی» لقب دهند، نادرست نیست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حلاج</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسیح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انا الحق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حلول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتحاد</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113157_394c0891d7168f82a325e09884fd3461.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی نمادهای «ابدال» در حکایت دقوقی مثنوی معنوی</VernacularTitle>
			<FirstPage>115</FirstPage>
			<LastPage>142</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113158</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>خاتمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صدیقه</FirstName>
					<LastName>کاردان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حکایت دقوقی در مثنوی معنوی مولانا، شرح «واقعه»ای استثنایی و دیدار با اولیاء الله، آن هم در صورت‌ها و تبدیل‌های گوناگون، برای عارفی واصل به نام «دقوقی» است. اگرچه برای مولانا جلال‌الدین بلخی نیز، مانند دیگر ارباب و اصحاب تصوف، رمز و تمثیل اهمیت حیاتی دارد؛ تا آنجا که جهان با آنان به زبان رمزی سخن می‌گوید و هر چیز در جنب ارزش خارجی خود، معنا و ارزش رمزی نیز دارد، و هرچند در این حکایت، از نخستین صحنۀ آن تا دم پایانی، رخدادهایی شگرف و نمادین و موضوعاتی عمیق طرح می‌شود؛ آنچه در این گذار بدان پرداخته شده، تأملی دقیق‌تر بر صورت‌های مبدل «ابدال» است تا پیشینۀ حضور این جلوه‌ها در فرهنگ و باورهای دیگر ملل و نحل و در پی آن، علل تصویر شدن آن‌ها در جایگاه نمادهای این واقعه، قدری بیشتر روشن شود.
در رویۀ پژوهشی و مطالعۀ کتابخانه‌ایِ این نوشتار و در پیوند با مفاهیم مرتبط با تبدیل‌های پیاپی جلوه‌های ابدال، از موضوعات انسان‌شناسی مولانا، وحدت وجود و نور در دو عالم شهادت و غیب نیز بحث به میان آمده است.
بهره‌گیری مولانا از سه جلوۀ «نور، درخت و انسان» که اغلب در باور اقوام و ادیان گوناگون، رمز هدایت‌گری و حیات‌بخشی و خلیفه‌اللهی‌اند، برای تصویرسازی از اولیاء الله، در بستر نگاه ویژۀ مولانا به جایگاه حقیقی انسان در محضر آفریدگار خویش و چگونگی تلاش او برای دستیابی دوباره به آن جایگاه، از دقایق ظریف و نکات لطیف عرفانی این حکایت است که در کنار دیگر پدیده‌های خارق عادت و حیرت‌افزای آن، حکایت دقوقی را بی‌شک در زمرۀ یکی از تأمل‌برانگیزترین حکایات اسرارآمیز اندیشۀ عرفانی ادب ما معرفی می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مثنوی مولوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکایت دقوقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابدال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت وجود</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113158_a04ff9419fb30ab8db1018296d88bdfe.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سفرهای چهارگانۀ عرفا نزد تِلِمْسانی و عبدالرزاق کاشانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>143</FirstPage>
			<LastPage>170</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113159</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید حسین</FirstName>
					<LastName>سید موسوی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سفرهای چهارگانۀ عرفانی با ابتکار عفیف‌الدین تِلِمْسانی به وجود آمده و توسط عرفای بعد از وی، از جمله عبدالرزاق کاشانی، رشد و تکامل یافته است. این سفرها نزد تلمسانی معانی ویژه‌ای دارد؛ عبدالرزاق کاشانی در ابتدا این معانی را پذیرفته، اما سپس در تعریف سفرها تغییراتی ایجاد کرده است. در این مقاله، با بررسی آثار هریک از ایشان، ضمن ارائۀ تفاسیرشان، به مقایسۀ نظریات هریک پرداخته و با تحلیل آن‌ها نکات مشترک و ممتاز دیدگاه آن‌دو کشف شده است. 
تلمسانی مبتکر سفرهای چهارگانه است. بعد از تلمسانی، کاشانی مهم‌ترین عارفی است که سفرها را تعریف و احکام هریک از آن‌ها را مطرح کرده است. با جست‌وجو در آثار هریک از ایشان، ویژگی‌های پراکندۀ سالک در هریک از سفرها استخراج و با تحلیل محتوا و تطبیق آرای ایشان، جزئیات ویژگی‌های سالک در سفرهای چهارگانه بررسی شده است. این سفرها نزد تلمسانی با تفصیل بیشتری مطرح است تا کاشانی. در نظر تلمسانی، سفر چهارم با انتخاب جوار الهی توسط سالک و مرگ وی انجام می‌شود. بر این اساس، وی سه سفر را توضیح داده است نه چهار سفر. در نظر کاشانی، سالک در پایان سفر دوم، شایستگی پیر و مرشد شدن و هدایت انسان‌ها را واجد می‌گردد. سفر سوم و چهارم کمتر شناسایی شده است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسفار اربعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عفیف‌الدین تلمسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عبدالرزاق کاشانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سلوک عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقام فنای عرفانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113159_341a2ce87f2f8b5a461b3db31079cfe1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>aaaaa</ArticleTitle>
<VernacularTitle>روش تمثیلی در تفسیر قرآنی و تکامل زبان عرفانی (نشانه‌شناسی تفسیر عرفانی در روح الارواح سمعانی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>171</FirstPage>
			<LastPage>199</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113160</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حامد</FirstName>
					<LastName>شمس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>براتی خوانساری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>bbbbb</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پل نویا در کتاب تفسیر قرآنی و زبان عرفانی، بسط و تکامل زبان و اندیشۀ عارفان را متأثر از زبان قرآن و مفاهیم آن می‌داند. از نظر او، تجربۀ عرفانی مبنای تفسیر قرآن قرار گرفته و سپس زبان قرآن برای بیان این تجارب به‌ طور مستقل به کار رفته است. در این مقاله، با معرفی متنی دیگر و در امتداد مدل تکاملی زبان عرفانی در پژوهش پل نویا، نشان داده شده که زبان عرفانی در روش تفسیری و نقلی خود، از تجربه‌محوری مورد اشارۀ نویا عبور کرده و به روشی صوری و شکلی، از تفسیر قرآنی دست یافته است. مفسر عرفانی، در این شیوه، آیات و قصص قرآنی و دینی را صورت‌های همانندریخت برای گزاره‌های انتزاعی و ذهنی خود می‌داند. در این روش، واقعیت بیرونی و تاریخی روایت‌های دینی اهمیتی ندارد. آنچه اهمیت دارد، مفاهیم تجریدی و انتزاعی مورد نظر عارف است که برای بیان آن، روایت‌های دینی را به صورت ساختارهای تمثیلی، تفسیر می‌کند. این شیوه از یک سو به‌ دلیل رها شدن از قید بافت و واقعیت بیرونی آیات و منابع خود، به زبان شعر و ادبیات نزدیک می‌شود و از سوی دیگر، به واسطۀ تکیه بر مدلول‌های انتزاعی و سویۀ معرفتی زبان خود، در دایرۀ زبان دین قرار می‌گیرد و با زبان ادبیات و هنر مرزبندی دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روح الارواح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفسیر قرآنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربۀ دینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پل نویا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113160_f7812bdbaec8b8b3224193cb317a726e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
