<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>وفای مُشَکّک در فلسفۀ مولانا</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113769</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>بابایی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-2680-2824</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;اندیشۀ مولانا دارای نظامِ معرفتیِ منسجمی است که از ویژگی‌های کلیِ یک نظامِ معرفتی برخوردار است و نظمِ معنویِ خاصی را تداعی می‌کند؛ این نظام با همۀ تفاوت‌ها، در امهاتِ مباحث با آموزه‌های بسیاری از حکمای اسلامی در موضوعاتِ مختلف هماهنگی دارد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; و یا دست‌کم قابلِ تطبیق است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;؛ یکی از اصل‌های مهمِ مشترک در میانِ آموزه‌های حکمت اسلامی و عرفان مولوی، اصلِ تشکیک و لازمه‌های آن مانندِ مراتبی بودنِ هستی و معرفت است. تحققِ تشکیکی هریک از شاخه‌های وجود و معرفت، وجودِ نظمِ شگفت‌انگیزی از معانی در عالمِ معنا را جلوه‌گر می‌سازد. ویژگی کلی نظامِ معرفتی مطرح در عالم اسلام این است که بر سه‌گانه‌های «مجردِ محض، برزخ و مادی محض» مبتنی است؛ و سه‌گانه‌های مختلفی در حوزه‌های مختلفِ وجودی و معرفتی بر اساسِ این اصلِ کلی قابلِ طرح است. شئون سه‌گانۀ حق‌تعالی، مراتب سه‌گانۀ عالم، مراتب سه‌گانۀ نیروهای انسان، و نیز مراتبِ سه‌گانۀ حالاتِ انسانی یعنی بیداری، خواب و مرگ، با موضوعِ حاضر ارتباطی وثیق و عمیق دارد. حال موضوعِ مهمِ «وفا» نیز باید نسبتی با این نظامِ وجودی و معرفتی داشته باشد و جایگاهی در منظومۀ معرفتی مولانا به خود اختصاص دهد. ما ضمنِ اشاره‌ به جایگاهِ وفا در نظامِ اندیشۀ مولانا در قالبِ نموداری، جوانبِ این موضوع را بررسی می‌کنیم. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصل تشکیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وفا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکمت اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113769_72964587bacac575fda42ac4984999fc.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی هنجارهای اخلاقی در اخلاق مراقبت و اخلاق فتوت صوفیانه</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>60</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113268</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اسماعیل</FirstName>
					<LastName>بیوکافی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری رشتۀ فلسفه اخلاق، دانشگاه قم (نویسنده مسئول)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید احمد</FirstName>
					<LastName>فاضلی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه اخلاق، دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>31</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;سامان‌بخشی به روابط میان انسان‌ها یکی از کارویژه‌های اخلاق است و نظریۀ «اخلاق مراقبت» به‌دلیل توجه محوری به تعاملات انسانی و ارزش‌گذاری عناصری چون همدردی، همدلی، خیرخواهی و شفقت در آن، یکی از کارآمدترین نظریه‌های اخلاقی برای ایفای این نقش است. اخلاق فتوت متصوفه نیز هرچند فاعل اخلاقی را در گسترۀ وسیع‌تری از تعاملات انسانی می‌بیند، ایفای کامل مسئولیت وی در تعامل با دیگران را یک پایۀ مهم از سلوک اخلاقی او می‌داند. بر این اساس و با توجه به اشتراکاتی که این دو نظریۀ اخلاقی در اصول و معیارهای اخلاقی حاکم بر مناسبات انسانی دارند، این انگاره که دو نظریۀ مذکور از دیدگاه مشترکی به‌شکل بایستۀ روابط انسان‌ها می‌نگرند تقویت می‌شود. برای بررسی انگارۀ بیان‌شده، ضمن بررسی این دو نظریه و تبیین نوع نگاه آن‌ها نسبت به هنجارهای حاکم بر مناسبات انسانی، به بیان شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها در حوزۀ مذکور پرداخته شده است. به نظر نگارنده، هرچند تفاوت‌های این دو بیشتر از شباهت آن‌ها به نظر می‌رسد، توجه به جایگاه محوری عنصر «مراقبت» در اخلاق مراقبت می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت را پیش روی ما نهد؛ زیرا بسامد واژگانی همچون «شفقت»، «احسان»، «سخاوت»، «خدمت به دیگران»، «ایثار» و «گذشت» در بیان شروط صاحب‌نظران اخلاق فتوت برای فردی که بخواهد به اصول این نظریۀ اخلاقی در حوزۀ تعاملات انسانی پایبند باشد، می‌تواند دلیلی بر این ادعا قلمداد شود که در اخلاق فتوت نیز ارزش‌های مراقبتی در سامان‌بخشی به روابط انسانی بازنمایی می‌شوند و بر همین اساس، این دو نظام اخلاقی در حوزۀ تعامل با دیگران به همگرایی می‌رسند.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخلاق فتوت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخلاق مراقبت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصوف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مراقبت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنجارهای اخلاقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113268_0132d7c0e3afb7edf5035f8d218ead79.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>واکاوی مفهوم زیبایی‌شناسانۀ «سرّ سماع» بر پایۀ متون عرفانی و فلسفی</VernacularTitle>
			<FirstPage>61</FirstPage>
			<LastPage>88</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113267</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>تقی</FirstName>
					<LastName>پورنامداریان</LastName>
<Affiliation>استاد زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (نویسندۀ مسئول)/</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نگین</FirstName>
					<LastName>مژگانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>روح الله</FirstName>
					<LastName>هادی</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>حاجیان نژاد</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;«سرّ سماع» مفهومی عرفانی است که به حسّ برانگیختگی روح در مواجهه با موسیقی اطلاق می‌شود. به‌باور صوفیان، روح در حین استماع موسیقی با تداعی خطاب اَلَست به نوعی آگاهی مبهم نسبت به مبدأ وجودی خود نائل می‌شود و بدین ترتیب آمادۀ کشف و شهود می‌گردد. می‌توان این مفهوم عرفانی را بیان دیگری از نظریۀ «سماع طبیعی» در فلسفۀ فیثاغورسیان و افلاطونیان پنداشت که بر اساس آن، جهان ما با موسیقی حاصل از گردش نفوس افلاک به وجود آمده و ازاین‌رو، تناسب موسیقایی برای روح آدمی تداعی‌گر عالم روحانی و برانگیزانندۀ نوعی حسّ نوستالژی در برابر آن است. این نظریه پس از راهیابی به فلسفه و حکمت اسلامی، به‌ویژه آرای اخوان‌الصّفا، توسط عرفا اقتباس و با مفاهیم قرآنی آمیخته گردید. عرفای مسلمان به‌ویژه نوای دل‌انگیز خطاب الست در صحنۀ ازل را جایگزین موسیقی زیبایی می‌سازند که بر اساس نظریۀ سماع طبیعی سرچشمۀ هستی بود. همچنین مفهوم سرّ سماع و سماع طبیعی با مفهوم «بازی آزاد قوّۀ خیال و فاهمه» در زیبایی‌شناسی کانت قابل ‌انطباق‌اند که به احساس برانگیختگی در برابر زیبایی هنری و حالتی اطلاق می‌شود که در آن ذهن می‌کوشد تا با گسترش شبکه‌های تداعی، تناسب‌های بی‌سابقه را ادراک کند. این نوشتار نشان می‌دهد که چگونه تداعی زیبایی‌شناسانه در فلسفۀ الهیاتی و عرفان اسلامی خوانشی نو می‌یابد.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زیبایی‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موسیقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخوان‌الصّفا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیثاغورسیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افلاطونیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تداعی آزاد</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113267_84b18cb88f9f2fdd77a2b887d975623a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی و تحلیل طرح‌واره‌های تصویری نفس اماره در مثنوی‌های عطار</VernacularTitle>
			<FirstPage>89</FirstPage>
			<LastPage>116</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113770</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه جهرم، جهرم، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پروین</FirstName>
					<LastName>مرتضایی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی مرکز آموزش عالی اقلید، اقلید، ایران (نویسنده مسئول)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;نوشتار حاضر که به روش کمی- کیفی فراهم آمده، به بررسی و تحلیل بُعد منفی نفس یعنی نفس اماره، در آثار عطار پرداخته است. بُعد امارگی نفس و کارکردهای منفی آن که در گمراهی و سقوط انسان بسیار نقش دارد، یکی از مهم‌ترین مباحث شناخت‌شناسی در تعالیم عرفانی عطار است.  عطار برای بازنمایی این بُعد منفی نفس، آن را در قالب طرح‌واره‌های تصویری، بدن‌مند و مجسم می‌سازد تا مخاطب بتواند مفاهیم انتزاعی مربوط به نفس اماره را دریابد. در پژوهش حاضر در مثنوی‌های عطار انواع طرح‌واره‌های تصویری یعنی طرح‌وارۀ قدرتی، حرکتی و حجمی در ارتباط با نفس اماره واکاوی شد. از حیث بسامدی، میزان استفاده از طرح‌وارۀ قدرتی بیش از دو نوع دیگر است که در صفاتی همچون کافر بودن، درنده‌خویی و در قالب شخصیت‌های حیوانی و انسانی چون سگ، خوک، افراسیاب، دیو، شیطان و... بازنموده می‌شود. دومین میزان استفاده از طرح‌واره‌های تصویری مربوط به طرح‌وارۀ حجمی است که حکایت از همنشینی همیشگی نفس با انسان دارد. میزان استفاده از طرح‌واره‌های حرکتی نسبت به دو نوع دیگر کمتر است که ارتباط معناداری با طرح‌وارۀ قدرتی دارد، زیرا سیطرۀ نفس بر انسان بسیار زیاد است؛ ازاین‌رو خروج از نفس بسیار به‌کندی صورت می‌گیرد. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مثنوی‌های عطار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح‌واره‌های تصویری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح‌وارۀ قدرتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح‌وارۀ حرکتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح‌وارۀ حجمی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113770_38c1b2390b9d2013fafade4b8cd4ffe4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی مسئلۀ خلع بدن در اندیشۀ ابن‌سینا و عرفای مسلمان</VernacularTitle>
			<FirstPage>117</FirstPage>
			<LastPage>138</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113617</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نازله</FirstName>
					<LastName>خجسته اهری</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی،  واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رمضانی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نرگس</FirstName>
					<LastName>اصغری گوار</LastName>
<Affiliation>استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;موضوع خلع بدن، از موضوعات برجسته در عرفان اسلامی است که در عرفان عاشقانه مطرح شده، اما پیشینۀ آن قبل از متون عرفانی در آثار ابن‌سینا دیده می‌شود. ابن‌سینا اولین فیلسوفی است که با براهین عقلی، تجرد نفس را تأکید کرده و به‌طور مشخص در آثارش در مورد خلع بدن بحث کرده است. در این مقاله با مطالعۀ کتابخانه‌ای و روش تحقیق توصیفی‌تحلیلی، موضوع خلع بدن و مؤلفه‌های آن در آثار ابن‌سینا با آثار برجستۀ متون عرفان اسلامی بررسی شده و سعی بر این است به &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;سؤال اصلی تحقیق که بررسی تطبیقی موضوع خلع بدن و بیان اشتراکات فکری ابن‌سینا با آثار عارفان است، پاسخ داده شود.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; نتایج تحقیق نشان می‌دهد در مؤلفه‌های «&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شایستگان خلع بدن»، «شرایط خلع بدن»، «تعابیر و تمثیلات خلع بدن» و «مصادیق تجربۀ خلع بدن» در فلسفه و عرفان مشابهت وجود دارد و قبل از متون صوفیه در آثار ابن‌سینا آمده است. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ابن‌سینا در اواخر عمر با گرایش به عرفان، به عروج روح و خلع بدن تأکید کرده و به‌صورت مشخص و معیّن، نظریۀ خلع بدن را ارائه داده است. طبق اندیشه‌های وی، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;عارفان گروهی هستند که می‌توانند به خلع بدن نائل آیند و برخی کرامت‌ها، نمونۀ تجربه‌های عارفانۀ خلع بدن است، ریاضت، تهذیب نفس و مرگ ارادی از شرایط و عوامل خلع بدن است و در مقابل آن، گرایش به لذت‌های شهوانی و مادیات مانع تجرد روح می‌شود. تعبیر نضو جلباب (درآوردن لباس)، تمثیل مرغ و قفس در &lt;em&gt;رسالة الطیر&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;قصیدۀ عینیه&lt;/em&gt;، تعابیر ابن‌سینا برای توصیف خلع بدن است که بعد از وی در متون عرفانی تکرار شده است. تنها وجه تفاوت در مقایسۀ تطبیقی آثار ابن‌سینا و متون عرفانی در این است که ابن‌سینا با براهین عقلی از خلع بدن سخن گفته ولی در عرفان، عقل فلسفی در برابر عشق کنار گذاشته شده است.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خلع بدن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ ارادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بررسی تطبیقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113617_0f9905466513815cf2fc38206471d3af.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دگردیسی شخصیت زلیخا در تطبیق روایت یوسف و زلیخای جامی و منطق‌الطیر عطار</VernacularTitle>
			<FirstPage>139</FirstPage>
			<LastPage>170</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113771</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی اکبر</FirstName>
					<LastName>سام خانیانی</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند(نویسندۀ مسئول)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالحکیم</FirstName>
					<LastName>همه چیز فهم رودی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-9259-9174</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;قصۀ یوسف و زلیخا داستان عاشقانۀ معروفی است که در قرآن  مقدس و منابع دینی با عنوان احسن‌القصص شناخته می‌شود&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; برخلاف قصه‌های عاشقانۀ دیگر شخصیت اصلی این قصه نه یک مرد بلکه بانویی متأهل است که عاشق شده، اما معشوق وی پیامبری پاک‌مرد است که تن به وصال خیانت‌آمیز نمی‌دهد. این قصه در سیر تاریخ ادبیات اسلامی، روایت‌های متفاوتی پیدا کرده است که در تمام آن‌ها سرانجام زلیخا به وصال یوسف می‌رسد، اما گاه ایدئولوژی خاصی را  نشان می‌دهد؛&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;چنان‌که در روایت جامی عشق تنانۀ مادی به عشقی روحانی بدل می‌شود. زلیخا به‌عنوان عاشق و قهرمان اصلی قصه با پشت‌سر گذاشتن مجموعه‌ای از مراحل به شخصیتی آرمانی بدل و به وصال یوسف مقدس نائل می‌شود. با نظرداشت جزئیات و مراحل درمی‌یابیم که شخصیت زلیخا در این روایت درحقیقت شخصیت سالکی است که با پشت‌‌سر گذاشتن عقبات و مراحل مختلف به مرحلۀ فنا و وصال می‌رسد و این با داستان رمزی &lt;em&gt;منطق‌الطیر&lt;/em&gt; عطار و سلوک عرفانی آنان در جست‌وجوی سیمرغ انطباق دارد. هدف از این پژوهش تحلیلی‌تطبیقی این است که اولاً فروپاشی ایدئولوژی عشق تنانه و جایگزینی آن را با ایدئولوژی عرفانی در روایت جامی نشان دهیم، سپس با تحلیل و تطبیق، ثابت کنیم که شخصیت قهرمان همانند مرغان &lt;em&gt;منطق‌الطیر&lt;/em&gt;  طی مراحل هفت‌گانه دچار دگردیسی شده است. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تطبیق روایت عاشقانه و عارفانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دگردیسی شخصیت زلیخا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عبدالرحمن جامی و فریدالدین عطار نیشابوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایدئولوژی و روایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منطق‌الطیر و یوسف و زلیخا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113771_9bb19d5a33175ea960017ce267f95e9f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مستثنای «صعق» در تفسیر عرفانی آیۀ 68 سورۀ زمر</VernacularTitle>
			<FirstPage>171</FirstPage>
			<LastPage>192</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113772</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>خدیجه</FirstName>
					<LastName>سپهری</LastName>
<Affiliation>دکترای مدرسی معارف دانشگاه تهران، پژوهشگر و طلبه سطح 4 حکمت متعالیه جامعة الزهرا</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;بر اساس آیۀ 68 سورۀ زمر، قیامت کبری که واقعۀ پیش از ورود انسان‌ها به عالم آخرت و برقراری بهشت و جهنم است، با صعق موجودات اتفاق می‌افتد. در همین آیه برخی از صعق استثنا شده‌اند. در معنای صعق حاصل در روز قیامت و استثناشدگان آن، میان مفسران اقوال مختلفی به چشم می‌خورد. عرفا معنای صعق در این آیه و آیات مشابه را «فنا»ی موجودات دانسته و اشاره کرده‌اند کسانی که قبلاً به مقام فنا رسیده‌اند، مستثنای آیه‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی مستثنای آیه و با روش توصیفی و تحلیلی در ابتدا به تبیین وحدت معنایی «حالت صعق» - در معنای عرفانی آن- در آیات مختلف پرداخته و علاوه بر آن روشن می‌سازد که حالت صعق در روز قیامت کبری، در تمام مخلوقات به‌معنای فناست. سپس در بررسی مستثنای آیه به این نتیجه رسیده است که مخلوقاتی که در عرفان با نام «ارواح مهیمه» شناخته می‌شوند، مستثنای آیه بوده و انسان‌هایی که در دنیا به مقام فنا دست یافته‌اند، مستثنای آیه نیستند.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آیۀ 68 سورۀ زمر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صعق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مستثنای صعق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فنا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفسیر عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قیامت کبری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارواح مهیمه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113772_83aec105b05b62c3dc0a211f6b2ff602.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بازشناسی مفهوم سکوت ذهن و بازتاب آن در کالبد بناها (مورد مطالعه: چینی‌خانۀ خانقاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>193</FirstPage>
			<LastPage>210</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113773</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عاطفه</FirstName>
					<LastName>صداقتی</LastName>
<Affiliation>دکتری شهرسازی اسلامی، استادیارگروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد (نویسنده مسئول)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محیا</FirstName>
					<LastName>خیرخواهی</LastName>
<Affiliation>دانش‌آموخته کارشناسی ارشد معماری اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آزیتا</FirstName>
					<LastName>بلالی اسکویی</LastName>
<Affiliation>دکتری معماری، استاد گروه معماری، دانشکده معماری و شهر سازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;مفهوم سکوت ذهن که نوعی ادراک روانی یا عاطفی است، با اصطلاحات و واژه‌های گوناگونی در زبان و فرهنگ هر قوم و ملتی از جمله سکوت مطلق، پالایش جان، تخلیۀ ذهن، ظلمت درخشان و... بیان شده است. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;جهان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کنونی، دلایل متعدد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;از&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;همه مهم‌تر&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ارزش‌گذاری&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;جامعه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بر&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;سرعت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;انباشتگی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اطلاعات، باعث&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شده است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تا&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;انسان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کنونی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;حتی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دوران&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کودکی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نتواند سکوت را تجربه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کند. عدم&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;امکان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تجربۀ&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;سکوت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;قطع&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ارتباط&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;با&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ناخودآگاه، موجب&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;عدم&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تعادل&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گسیختگی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شخصیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;انسان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;می‌شود&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;از این منظر، بازشناسی مفاهیم معنوی و عرفانی و جست‌وجوی بازتاب آن‌ها در کالبد بناها و به‌ویژه بناهای هویت‌بخش برای ساکنان شهر، به ‌نظر امری ضروری و لازم در فرایند برنامه‌ریزی و طراحی بناها می‌رسد. پژوهش حاضر در نظر دارد تا به بازشناسی مفهوم سکوت به‌واسطۀ تدقیق در متون، کتب و نظرات عرفان مولوی و عطار در کنار اندیشه‌های عرفانی امام‌الثقلین شیخ&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‌صفی‌الدین ‌اردبیلی و تأثیر آن در کالبد &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;چینی‌خانۀ خانقاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی بپردازد. بدین ترتیب نوشتار&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;به روش توصیفی‌تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی و رجوع به نظریات عرفای این زمینه، به‌عنوان ابزار گردآوری انجام شده است. طبق یافته‌ها با لحاظ دوازده عنصر معماری موجود در بنا و هجده عامل زمینه‌ای سکوت طبق نظر عرفای مورد بررسی، عامل «حیرت» بیشترین نقش را در خلق سکوت ذهن در این مجموعه دارد که مطابق با نظر هر دو عارف مطمح نظر این نوشتار است. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نور، مرکزیت، تکرار و نقوش نیز به‌ترتیب بیشترین عناصر معماری مؤثر در ایجاد این حس، شناخته شدند. &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خانقاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سکوت ذهن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عطار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113773_b6c251848dfb0a0e7459e086377352a5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گونه‌شناسی غزل قلندری (با محوریت غزل قلندری عطار و عراقی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>211</FirstPage>
			<LastPage>234</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113774</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>قادری</LastName>
<Affiliation>دانش‌آموختۀ دکتری، دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حامد</FirstName>
					<LastName>شمس</LastName>
<Affiliation>استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری (نویسندۀ مسئول)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;غزل قلندری، گونه‌ای از شعر است که در آن به نفی ارزش‌ها و ستایش امور ضد ارزش می‌پردازند. این نوع غزل به‌جز محتوای کلی آن، در سطوح معنایی و ساختاری نیز از غزل‌های عاشقانه و عارفانۀ دیگر متمایز است؛ به همین دلیل بررسی گونه‌شناسی آن اهمیت دارد، ولی تاکنون از نظر مختصات گونه‌شناسی بررسی نشده است. در این جستار با روش تحلیلی‌توصیفی به بررسی گونه‌شناسی غزل قلندری پرداخته شده است با این هدف که گونه‌های این نوع از شعر فارسی و تطور گونه‌شناسی آن شناسایی شود. بر اساس یافته‌های این پژوهش، غزل قلندری هم از نظر مضامین و مفاهیم اصلی و کلیدی و هم از نظر ساختاری و بلاغی ویژگی‌هایی دارد که آن را از غزل‌های دیگر متمایز می‌کند. از مهم‌ترین ویژگی‌های این غزل، استفاده از مفاهیم کلیدی و کلان‌نمادهای ویژۀ خود و نیز کاربرد ساختار روایی و خروج از قالب رایج غزل کلاسیک است. همچنین غزل قلندری انواعی دارد که شامل غزل قلندری مستقل، وجه قلندری و زیرگونۀ غزل قلندری اجتماعی‌سیاسی است. بر اساس نتایج این جستار غزل قلندری در سیر تطور خود مراحل و گونه‌‌های مختلفی را پشت‌سر گذاشته و به نقطه‌ای رسیده که حلقۀ اتصالی برای غزل اجتماعی‌سیاسی ادوار بعد شده است.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گونه‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غزل قلندری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خرده‌گونه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژانر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113774_71c7604597a4f2060c4de9e5a2b890df.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نگاهی به ایماژهایِ زندگی در نگره مولوی و کازنتزاکیس با تاکید بر ایماژِ «زندگی به مثابه سوءتفاهم/ جنگ»</VernacularTitle>
			<FirstPage>235</FirstPage>
			<LastPage>262</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113718</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>گرجی</LastName>
<Affiliation>استاد تمام گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0313-8932</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;زندگی به‌مثابۀ فرایند تکامل و با توجه به دو ساحت باورها و عواطف- احساسات در نگاه اندیشمندان به اشکال مختلف بازنموده شده است. در این میان، ایماژهایِ برساخته از زندگی و معنایِ آن در لایه‌هایِ مختلف، یکی از نکاتِ برجسته در متون است که در قالب تصویرهای هنری و کلان‌استعاره‌ها مفصل‌بندی می‌شود. از سویی دیگر، در میان مجموعه متفکران، مولوی و کازنتزاکیس دو شخصیت کم‌نظیری هستند که با وجود تمایزهای معرفتی و گفتمانی از یک‌سو و تاریخی و جغرافیایی از سویی دیگر، مفهوم زندگی را در قالب استعاره/ ایماژهای هنری تصویرسازی کرده‌اند. در این مقاله، نویسنده سعی می‌کند این مسئله را با توجه به چهارچوب نظری انواع «ایماژهای زندگی» از منظر رابرت سالامون در مهم‌ترین آثار این دو متفکر بررسی کند. سالامون در این مبحث شانزده ایماژ از مهم‌ترین ایماژهای زندگی را شناسایی کرده که مهم‌ترین این موارد زندگی به‌مثابۀ بازی، داستان، غمنامه، کمدی، ماجرا و مأموریت است. این نوع طرز تلقی به زندگی، در آثار این دو تصویرسازی شده است که از بنیان‌هایِ معرفتی مشترک با وجود همۀ افتراق‌ها حکایت دارد. یکی از نکات مهم در تحلیل یافته‌ها اِشعار هردو به ایماژ ویژه‌ای است که در دستگاه فکری این دو به‌صورت برجسته مفصل‌بندی شده و آن «زندگی به‌مثابۀ سوءتفاهم» است. نویسنده ضمن بررسی مجموعه ایماژهای مشترک با تأکید بر ایماژ اخیر، اندیشۀ این دو متفکر را از منظر ارزش و کارکرد زندگی تحلیل کرده است.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایماژهای زندگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زندگی به‌مثابۀ سوءتفاهم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کازنتزاکیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113718_b5bc6fbdd923a78536b846b8b1f5afaf.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی انتقادی نقدهای واردشده به حکایت «خدو انداختن خصم بر روی (علی)» و تفسیر «حدیث غدیر» در مثنوی</VernacularTitle>
			<FirstPage>263</FirstPage>
			<LastPage>286</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113717</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ندا سادات</FirstName>
					<LastName>مصطفوی</LastName>
<Affiliation>دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان (نویسندۀ مسئول)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>روحانی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-0846-8049</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>شجری</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;مولوی با اینکه سنی‌مذهب است، در ابیات و حکایت‌های متعددی به ستایش اهل‌بیت عصمت و خصوصاً حضرت علی(ع) ‌پرداخته و جنبه‌هایی از عشق و محبت به این خاندان والا را در اشعارش منعکس کرده‌ است. اعتقاد و ارادت مولوی به حضرت علی(ع) مانند بسیاری دیگر از عقاید و دیدگاه‌های وی از سوی منتقدان &lt;em&gt;مثنوی&lt;/em&gt; و عرفان با نقد و انکار همراه شده است. منتقدان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;، ابیات و حکایت‌هایی از &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;مثنوی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; را که نشانگر محبت خالصانۀ مولوی به حضرت علی(ع) است، با خوانش مغرضانه و به ‌میان ‌آوردن مواضع درون‌دینی و معیارهای مذهبی خود، تفسیر و نقد کرده‌اند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; در نوشتار حاضر با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و با استفاده از شیوه‌های علمی تحلیل متن و استناد، نقدهای واردشده به این ابیات مولوی بررسی شده است. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف از این ارزیابی، معرفی منتقدان &lt;em&gt;مثنوی&lt;/em&gt; در عصر حاضر و بررسی انتقادی نقدهای آنان بر حکایت‌ها و ابیات مرتبط&lt;em&gt; مثنوی&lt;/em&gt; با حضرت علی(ع) است تا از این رهگذر، شناختی روشن و حقیقی‌تر از اعتقاد و اندیشۀ مولوی حاصل شود. بر اساس بررسی‌های انجام‌گرفته، چنین برداشت می‌شود که مولوی در نقل حکایت «خدو انداختن خصم بر روی علی(ع)» از اتهام تصرف و تاریخ‌سازی مبراست؛ درواقع مولوی این حکایت را مطابق روایت کتاب‌های &lt;em&gt;معارف&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;کیمیای سعادت &lt;/em&gt;سروده و برخلاف نقد و نظر منتقدان، انگیزۀ وی از سرودن این حکایت، تعلیم اندیشه‌های عرفانی است و نه تاریخ‌سازی و غرض‌ورزی با شیعه؛ همچنین در نقدِ نقدهای وارد بر تفسیر مولوی از &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;حدیث غدیر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;با استناد و استشهاد به قراین مختلف ثابت می‌شود که &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;مولوی حدیث ولایت را تقریباً موافق با اعتقاد شیعیان تفسیر کرده است.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حدیث غدیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حضرت علی(ع)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکایت «خدو انداختن خصم بر روی علی(ع)»</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقدهای مثنوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113717_2499d098359a698678422e57387b9200.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه کاشان</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات عرفانی</JournalTitle>
				<Issn>۲۰۰۸-۶۵۵۵</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2022</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل و بررسی مشرب عرفانی شیخ ابواسحاق کازرونی</VernacularTitle>
			<FirstPage>287</FirstPage>
			<LastPage>320</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">113775</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید علی اصغر</FirstName>
					<LastName>میر باقری فرد</LastName>
<Affiliation>استاد گروه ادبیات دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>نجفی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه ادبیات دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیرحسین</FirstName>
					<LastName>کوهستانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای ادبیات عرفانی دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;ابواسحاق ابراهیم بن شهریار کازرونی، ملقب به شیخ غازی و شیخ مرشد، از مشایخ صوفیه در قرن چهارم و پنجم هجری و پایه‌گذار طریقۀ کازرونیه در فارس، تأثیر بسیاری در ترویج عرفان اسلامی داشته است. با وجود تحقیقات گسترده‌ دربارۀ زندگی و احوال شیخ ابواسحاق، برخی ابعاد طریقۀ عرفانی او هنوز ناشناخته است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی و استناد به منابع موثق و دست‌اول، تصویری روشن و علمی از مشرب عرفانی شیخ ابواسحاق ارائه می‌شود. این هدف با استفاده از الگویی متشکل از پاسخ‌های مشروح به چند سؤال محقق می‌گردد: در طریقۀ عرفانی شیخ ابواسحاق، مبدأ و مقصد سلوک کجاست؟ میان مبدأ و مقصد چند منزل با چه ترتیبی قرار گرفته‌اند؟ میزان اهمیت منازل چقدر است؟ توانایی‌های لازم برای کسب دستاوردهای هر منزل کدام‌اند و چگونه حاصل می‌شوند؟ در منابع پاسخ دقیقی برای همۀ این سؤالات یافت نشد؛ اما بر اساس قراین، نتایج حاصل بدین قرار است: در مشرب عرفانی شیخ مبدأ توبه، مقصد توحید و منازل زهد، ورع، فقر، صبر، توکل، رضا، مراقبه، محاسبه، محبت، خوف و رجا، اُنس، اطمینان، مشاهده، عشق، صحو، اخلاص، فناء فی الله و بقاء بالله، میان آن‌ها قرارگرفته‌اند که در بین این منازل ورع نقش برجسته‌تری دارد. ابواسحاق رویکردی فعال در عرفان داشته و با سامان‌دهی تشکیلات نظامی و جهاد با غیرمسلمانان به ترویج اسلام پرداخت؛ همچنین با احداث خانقاه‌ها و ارائۀ خدمات به فقرا و مسافران، طریقۀ کازرونیه را به جریانی دیرپای که گسترۀ فعالیت آن چندین قرن از آناتولی تا هند و چین ادامه داشته، تبدیل کرد.&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشرب عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابواسحاق کازرونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جهاد</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://s-erfani.kashanu.ac.ir/article_113775_8a730010fc3df148df84e975403e7faf.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
