از بساطت ذات تا وحدت وجود؛ واکاوی تطبیقی بی‌نهایت بودن واجب تعالی در سنت فلسفی-عرفانی اسلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 سطوح عالی و خارج حوزه علمیه، حوزه علمیه قم، قم، ایران
2 استاد خارج و سطوح عالی فلسفه و عرفان نظری حوزه علمیه، حوزه علمیه قم، قم، ایران
10.22052/se.2026.257838.1328
چکیده
مسئله‌ی بی‌نهایت بودن واجب‌الوجود از بنیادی‌ترین مباحث الهیات فلسفی و عرفانی در سنت اندیشه‌ی اسلامی است. فلاسفه‌ی مسلمان، از ابن‌سینا تا ملاصدرا، بی‌نهایت بودن خداوند را نتیجه‌ی مستقیم وجوب ذاتی و بساطت مطلق دانسته‌اند، در حالی‌که عارفان همین حقیقت را در قالب نظریه‌ی «وحدت شخصی و اطلاقی وجود» تفسیر کرده‌اند. این پژوهش با هدف تبیین تطبیقی این دو رویکرد و بررسی استلزامات منطقی و وجودی آن، به تحلیل نسبت میان بی‌نهایت بودن واجب‌الوجود و وحدت وجود پرداخته است. روش تحقیق، تحلیلی ـ تطبیقی است که با بهره‌گیری از مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و تحلیل مفهومی آثار فلسفی و عرفانی، به مقایسه‌ی مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی دو مکتب می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگر بی‌نهایت بالفعل خداوند پذیرفته شود ـ که همان بساطت و وجوب از جمیع جهات است ـ ناگزیر باید وحدت شخصی و اطلاقی وجود نیز پذیرفته شود؛ زیرا در حضور وجودی بی‌حد و نامتناهی، هیچ موجودی استقلال وجودی نخواهد داشت. بر این اساس، نظریه‌هایی مانند تداخل وجودی یا دو‌ساحتی‌انگاری در هستی‌شناسی، با مبانی فلسفی بی‌نهایت بودن واجب‌الوجود سازگار نیستند. نتیجه‌ی نهایی تحقیق آن است که لایتناهی بودن واجب‌الوجود، هم از منظر برهان عقلی و هم از دیدگاه شهود عرفانی، به وحدت حقیقی هستی و نظام تشأن منتهی می‌شود. بدین‌سان، فلسفه و عرفان اسلامی، با وجود تفاوت در تقریر، در نهایت بر حقیقتی واحد ـ یعنی اطلاق و وحدت وجودی واجب متعال ـ اتفاق دارند.

  • تاریخ دریافت 03 آبان 1404
  • تاریخ بازنگری 28 آذر 1404
  • تاریخ پذیرش 19 شهریور 1405
  • تاریخ انتشار 01 شهریور 1405