گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س).
10.22052/se.2026.257411.1302
چکیده
عرفان اسلامی چنانکه به نظری و عملی قابل تقسیم است، به عرفان فردی و اجتماعی نیز قابلیت دستهبندی دارد. در عرفان فردی، بحث از تزکیه و تربیت نفس از طریق کشف و شهود است، اما عرفان اجتماعی، کنش متقابل انسانها را نیز مد نظر دارد که این ویژگی به ساخت گفتمانهای متفاوت انجامیده است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی عرفان اجتماعی دوره قاجار پرداخته است. نتایج بررسی عملکرد جریانهای عرفانی و متصوفه نشان میدهد که تمامی فرقههای صوفیانه، کمابیش از تحولات این دوره بهره گرفتهاند. با این حال، در برخی از شعب متصوفه، از جمله مونس علیشاهی، صفی علیشاهی و انجمن اخوت شاخه عرفان اجتماعی نمود بسیار پررنگتری یافته است. آنان در آستانه ورود ایران به مدرنیته، رویکردهای پیشروانه تر در پیش گرفته، ضمن حفظ هویت و آموزههای عرفان کلاسیک، متناسب با اقتضای جامعه، فعالیتهای گسترده و چشمگیری در فراهم آوری زمینههای نوین آموزش، بیداری، همدلی و مشارکت اجتماعی داشتهاند. مهمترین نمونه این عملکردها در همسو شدن با جریانهای روشنفکری و آزادی خواهانه، از طریق تشکیل احزاب، انتشار نشریات به سبک نوین، تأسیس مدارس نوین و موارد این چنینی نمود یافته است.