1
دانشآموختۀ کارشناسیارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
2
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی ،دانشگاه کاشان
10.22052/se.2026.255410.1167
چکیده
بایزید بسطامی از عارفان سکریمذهب قرن دوم و سوم و سلسلهجنبان مکتب خراسان بوده است. تحلیل گفتمان انتقادی، نظریهای بینارشتهای است و تلاش آن کشف معنای پنهان متن است. تئون وندایک یکی از نظریهپردازان معروف این نظریه است. وی در رویکرد خود از مربع ایدئولوژی نام برده و با تقابل افراد به دو گروه خودی و غیرخودی به تفسیر و رمزگشایی متن پرداخته است. نگارندگان این پژوهش کوشیدهاند تا براساس نظریۀ تحلیل گفتمان انتقادی تئون وندایک و با روش توصیفیتحلیلی به تحلیل حکایتهای بایزید در تذکرة الاولیای عطار بپردازند. نتیجۀ پژوهش این است که بایزید بهرغم مشرب عرفانی خویش و اهتمام به سکر و فنای عرفانی، به مبانی سنت و شریعت سخت استوار بوده و خود را در برابر مسائل مهم بهویژه شریعت و ارشاد مردم و جامعه مسئول میدانسته است. بر این مبنا، بایزید بسطامی در حکایات خود با استفاده از عناصر ایدئولوژیک، و بهکارگیری مواردی مثل صفات منفی، بازنمایی منفی، مباحثه، گواهمندی و...، اقشار مختلف جامعه، بهویژه بزرگان عصر، عوامفریبان، نامحرمان بارگاه احدیت، و نیز شریعتگرایان ظاهری و دنیایی را مورد انتقاد قرار داده و کوشیده است که سره را از ناسره جدا کند و با برجسته کردن گروه خودی، افراد جامعه با سیرت عارفان و عالمان حقیقی و مبانی حقیقی شریعت آشنا گرداند.