بررسی تجربه عرفانی از دیدگاه مولانا و اکهارت درباره جذبه، جهد و توکّل

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر،
2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان،
3 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر
10.22052/se.2026.256193.1204
چکیده
ین پژوهش به بررسی تجربۀ عرفانی از دیدگاه مولانا جلال‌الدین بلخی و مایستر اکهارت با تمرکز بر سه مؤلفۀ «جذبه»، «جهد» و «توکل » می‌پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و بررسی مستقیم متون اصلی، این مطالعه به تبیین ساختار تجربۀ عرفانی در دو سنت عرفانی اسلام و مسیحیت می‌پردازد. نوآوری پژوهش در تحلیل «جهد» به‌مثابۀ حلقۀ واسطِ معنادار میان «جذبۀ الهی» و «توکل بر مشیت الهی» است؛ مؤلفه‌ای که در مطالعات تطبیقی پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو عارف، جذبه را آغازگر تجربۀ عرفانی می‌دانند، اما در نقش جهد و توکل دیدگاه‌های متفاوتی دارند: مولانا جذبه را عطیه‌ای از رحمت الهی، جهد را عشقی فعال و توکل را اعتمادی امیدوارانه در مسیر قرب می‌بیند؛ درحالی‌که اکهارت جذبه را وحدتی با ذات الهی، جهد را سلبِ کامل ارادۀ نفسانی و توکل را فنا در «هیچ» مطلق تلقی می‌کند. این تطبیق، ضمن آشکارسازی شباهت‌های بنیادین در منشأ تجربۀ عرفانی، تفاوت‌های عمیق در ساختار وجودیِ سلوک را نیز برجسته می‌سازد و درکی تطبیقی از تجربۀ عرفانی در چارچوب‌های توحیدیِ شرق و غرب فراهم می‌آورد.
کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت 26 دی 1403
  • تاریخ بازنگری 13 دی 1404
  • تاریخ پذیرش 15 خرداد 1405
  • تاریخ انتشار 01 شهریور 1405