نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته تصوف و عرفان اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم،
2 دکتری تخصصی رشته تصوف و عرفان اسلامی، دانشآموخته دانشگاه ادیان و مذاهب، قم
چکیده
این پژوهش به تحلیل تطبیقی دیدگاههای ابنعربی و شاردن دربارۀ رابطۀ خدا و جهان پرداخته است. هر دو متفکر، با وجود تفاوتهای فرهنگی و زمینهای، تلاش کردهاند تا تصویری جامع از ارتباط خداوند با جهان ارائه دهند. ابنعربی با تأکید بر اصولی چون «وحدت شخصیۀ وجود»، «نظام اسما و صفات الهی» و قاعدۀ «تجلی»، جهان را بهعنوان تجلیات متنوعی از یک وجود مطلق میبیند که درنهایت، همۀ کثرتها به آن بازمیگردند. درمقابل، شاردن با تکیه بر علوم تجربی و الهیات مسیحی، جهان را بهعنوان یک فرایند تکاملی میبیند که بهسمت «نقطۀ امگا» حرکت میکند؛ نقطهای که همۀ موجودات در آن به وحدت و کمال میرسند. مقایسۀ این دو دیدگاه به روش توصیفی نشان میدهد که با وجود تفاوتهای روششناختی، هر دو متفکر به نوعی وحدت نهایی باور دارند که جهان را بهسوی خداوند هدایت میکند. این دو دیدگاه میتوانند مکمل یکدیگر باشند، زیرا ابنعربی با عرفان نظری خود به عمق باطن جهان پرداخته و شاردن با استفاده از علم و الهیات مسیحی بهسوی درک تکاملی و علمی از جهان حرکت کرده است؛ درنتیجه، تلفیق این دو رویکرد میتواند به ایجاد چارچوب فکری جامعتری منجر شود که هم از عرفان نظری و هم از دستاوردهای علمی و معنوی مسیحیت بهرهمند باشد.
کلیدواژهها