نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه فردوسی مشهد،
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه فردوسی مشهد،
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشیار گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده
ذاتگرایی و ساخت گرایی دو رویکرد عمده در مطالعات عرفانی بوده اند. ذات گرایان بر وجود عناصر مشترکی در سنتهای دینی و معنوی تاکید دارند و ساخت گرایان بر سرشت زمینه مند معرفت معنوی. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی بررسی میشود که نقد اصلی خورخه فرر بر این دو رویکرد چیست و بر چه مبنای فلسفی و روانشناختی نظر خود را تبیین میکند. از نظر فرر، هم ذاتگرایی و هم ساختگرایی طفیلیِ نگاه تجربی به پدیده معنوی اند و به شدت به ثنویت چهارچوب و واقعیت وابستهاند. راهحل دراین است که نقاط قوت این دو رویکرد را با دیدگاه مشارکتی ادغام کرد. تفکر مشارکتی عبارت است اینکه فهم مان از پدیده های دینی و معنوی را به جای تجارب بیناذهنیتی بر وقایع مشارکتی متمرکز کنیم. فرر از ذات گرایان این عقیده را برمی گیرد که همه سنتهای دینی و معنوی به یک اقیانوس ختم می شوند، که آن را اقیانوس رهایی می نامد؛ هرچند این اقیانوس یک واقعیت یگانه غایی نیست، بلکه تفوق بر خودمحوری است که ممکن است همراه باشد با تنوعی از ظهور فرامفهومی واقعیت. او، هم نظر با ساخت گرایان، معتقد است این اقیانوس کرانه های متفاوتی دارد که با غایات معنوی متفاوتی انطباق دارند و به جای اینکه غایات معنوی متفاوت سطوح یا ابعاد یا تفاسیر مختلف دانسته شوند، می توان آنها را تحقق های نیروی معنوی پویا دانست.
کلیدواژهها