تجلی برهان صدیقین در مثنوی: خوانشی عرفانی و شهودی از خداشناسی مولانا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه قم.

2 استادیار گروه فقه و حقوق دانشگاه شهرکرد

10.22052/se.2026.115401

چکیده

در عرفان اسلامی، خداشناسی نه‌صرفاً برهان عقلی، بلکه تجربه‌ای حضوری و شهودی است. برهان صدیقین ازجمله براهین هستی‌شناختی در اثبات وجود خداوند در فلسفۀ اسلامی است که بر مدار پذیرش اصل واقعیت و هستی و مستغنی از هیچ حد وسط دیگری بر اساس اصول اولیه عقلی به اثبات واجب الوجود می‌رسد. این برهان که دارای تقریرات بیست‌گانه‌ای است، نزد حکیمان از عالی‌ترین شیوه‌های خدایابی به شمار می‌رود. این مقاله با رویکرد عرفانی و تحلیلی، به واکاوی نحوۀ تجلی این برهان در مثنوی می‌پردازد و نشان می‌دهد که مولانا به‌جای اقامۀ برهان صوری، حقیقت وجود را در مقام شهود می‌نشاند. از دید او، هستیْ عین تجلی خداوند است و جهانْ آینه‌ای است که در هر ذره آن روی یار هویداست. مولانا با استفاده از تمثیل‌هایی چون آفتاب، دریا، عشق و حتی سکوت، فهمی ذوقی و کشفی از برهان صدیقین عرضه می‌کند که در آن، خدا نه مفهومی انتزاعی، بلکه حقیقتی زنده و حاضر است؛ حقیقتی که خود دلیل خویش است: «آفتاب آمد دلیل آفتاب». چنین خوانشی، واسطه‌های استدلالی را فرومی‌ریزد و انسان را به تجربۀ بی‌واسطۀ حضور الهی فرامی‌خواند. نتیجۀ این پژوهش آن است که تقریر مولوی از برهان صدیقین، الگویی برای پیوند عقل و عشق و عبور از برهان به عرفان فراهم می‌سازد و راهی برای سلوک معنوی و خدایابی باطنی می‌گشاید.

کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت: 29 شهریور 1404
  • تاریخ بازنگری: 10 آبان 1404
  • تاریخ پذیرش: 20 آبان 1404
  • تاریخ انتشار: 01 اسفند 1404