نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان
چکیده
از زمان شکلگیری عرفان در جهان اسلام تألیفات فراوانی در جهت رد یا تایید، تعلیم یا پژوهش در باب عرفان نوشته شد. این تألیفات را میتوان یکی از مظاهر کنش اجتماعی عارفان یا غیرعارفان دانست که مانند هر کنش اجتماعی دیگری از تأثیر نهاد قدرت برکنار نیستند. وجوه و ویژگیهای مختلف این آثار از قبیل: گروه مخاطبان، ساختار، موضوعات و مضامین، اثرگذاری بر جامعة مخاطبان و زبان میتواند نشاندهندۀ گفتمانهای وقت و تأثیر متقابل کنش نهادهای مختلف اجتماعی باشد. تحلیل نسبت این آثار با نهادهای اجتماعی، بهویژه نهاد قدرت، اطلاعاتی ارزشمند از نحوۀ تعامل جریانهای عرفانی با جامعه و شیوۀ زیست اجتماعی عارفان میدهد. این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانهای و نمونهگیری تصادفی طبقهای، نسبت نهاد قدرت با طریقهها و آثار عرفانی سنت اول در سدههای سوم و چهارم را تبیین و تحلیل و از این طریق گونههای مختلف آثار را شناسایی و معرفی کرده است. یافتههای نشان میدهد که در دو سدۀ مذکور نسبت عرفان با نهاد قدرت یکدست و ثابت نیست، بلکه متأثر از نوع کنش اجتماعی عارفان و موقعیت طریقههای عرفانی، اشکال متفاوتی به خود میگیرد. بر این اساس، عارفان از حیث مواجهه با نهادهای اجتماعی، بهویژه قدرت، در سه گروه عزلتپیشگان، منفعتگرایان و تحرکپیشگان تقسیم میشوند. این تمایز در کنش اجتماعی در تألیفات عرفانی نیز بازتاب یافت و تألیفات از منظر محتوا، کارکرد و نسبت با نهادهای رسمی، در چهار گونۀ تعلیمی، پژوهشی، نقادانه و مواجیدی قابل تقسیم میشوند که هر گونهای ویژگیها و گاه انواع مختلفی دارند.
کلیدواژهها