نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد یار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی – ایران
2 دانشجوی دکتری رشته علوم و معارف نهج البلاغه ، ، واحد تهران جنوب، دانشگاه پیام نور، تهران-ایران
چکیده
مسئلۀ چیستی شیطان و نحوۀ بازنمایی آن در قرآن کریم از موضوعات بنیادین الهیات اسلامی است که فهم صحیح آن در تبیین مبانی هدایت، مسئولیت اخلاقی انسان و چیستی شر اهمیت اساسی دارد. گرچه مفسران و اندیشمندان مسلمان غالباً آیات مربوط به شیطان را بر زبان عرفی و حقیقی حمل کردهاند، برخی جریانهای فکری، بهویژه برخی صوفیه، خوانشی نمادین و تمثیلی از شیطان ارائه کرده و او را نمودِ قوای شریر نفس یا قوۀ واهمه دانستهاند. با توجه به رواج این برداشتها و تأثیر آن بر تفسیر آموزههای دینی، نقد و ارزیابی آن ضروری مینماید. این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و با بهرهگیری از شواهد عقلی و نقلی، به بررسی دو رویکردِ حقیقیانگار و نمادانگار دربارۀ شیطان میپردازد و پیشینۀ این دیدگاهها را در آثار تفسیری، کلامی و عرفانی مرور میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که با توجه به ماهیت هدایتگر قرآن، نمیتوان زبان قرآن دربارۀ شیطان را صرفاً نمادین یا تمثیلی تلقی کرد؛ زیرا این امر با هدف روشنگری و بیان واقعیات غیبی قرآن ناسازگار است. نتیجۀ تحقیق آن است که ابلیس موجودی واقعی از جنس جن بوده و نقش او در گمراهسازی انسان، عمدتاً ازطریق وسوسه و دعوت است؛ این تأثیر نیز فقط در کسانی بروز مییابد که به هواهای نفسانی مجال نفوذ میدهند.
کلیدواژهها