نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
استادیار گروه فلسفه وکلام اسلامی – دانشکده علوم انسانی- دانشگاه ملایر-ملایر- ایران
چکیده
مقاله حاضر با هدف تبیین و تحلیل نظریه عشق از دیدگاه ملاصدرا و همچنین نقد و ارزیابی مبانی و نتایج آن شکل گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه ملاصدرا با تکیه بر مبانی فلسفی خود، همچون اصالت وجود، تشکیک در وجود و مساوقت وجود با حیات و علم، به تبیین فراگیری عشق در تمام مراتب هستی میپردازد و این نظریه با چه چالشها و اشکالاتی مواجه است؟ این پرسش با روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد نقادانه بررسی شده است. بر اساس اندیشه ملاصدرا، عشق حقیقتی ملازم با وجود است و چون وجود مساوق با حیات، شعور و اراده است، هر موجودی به اندازه مرتبه وجودی خود بهرهای از عشق دارد. وی با نقد دیدگاه ابنسینا، حیات و علم را شرط ضروری تحقق عشق دانسته و عشق را در تمام مراتب هستی ـ از عقل و نفس تا طبیعت ـ جاری میداند. در تحلیل صدرایی، عشق حقیقی تنها عشق به واجبالوجود است و عشق سایر موجودات بالعرض و به اعتبار تجلیات اوست. وی با اتکا بر اصول اصالت وجود، تشکیک وجود و رابطه علت و معلول، چندین برهان برای اثبات سریان عشق در همه موجودات ارائه میکند و نظام علت و معلولی را بهسان سلسلهای از عاشقان و معشوقان تفسیر مینماید. با وجود انسجام کلی نظریه، برخی نقدها از جمله نسبت عشق و حیات، امکان عشق در اعراض، و نسبت عشق حقیقی و مجازی، نشان میدهد که نظریه ملاصدرا در پارهای مواضع نیازمند بازخوانی و تبیین دقیقتر است.
واژگان کلیدی: ملاصدرا، عشق، شوق، وجود، مراتب، ملازمات
کلیدواژهها