نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه آموزشی زبان و ادبیات دانشگاه فرهنگیان استان همدان
2 عضو هیئت علمی گروه آموزشی زبان و ادبیات دانشگاه فرهنگیان
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان همدان
چکیده
مفهومسازی «دل» در غزلیات فارسی، بهویژه در آثار شاعران عارف، از بنیادیترین عناصر زبان و اندیشه به شمار میآید. در این پژوهش با رویکردی تطبیقی، غزلیات عطار نیشابوری و حافظ شیرازی بررسی شده و شبکهی استعاری دل در شش حوزهی اصلی بازشناسی گردیده است: دل بهمثابه جسم، مکان، موجود زنده، امر مجرد، عضو بدن و ویژگیهای ظاهری. در هر یک از این حوزهها، زیرشاخهها و تصاویر گوناگون دل استخراج و با ذکر نمونههایی از ابیات دو شاعر تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد که هر دو شاعر از مجموعهای مشترک از استعارهها بهره گرفتهاند، اما رویکرد آنان تفاوتهای معناداری دارد. عطار بیشتر دل را بهعنوان آیینهای برای تجلی حقیقت، ظرف عشق الهی و همراه سالک در مسیر سلوک عرفانی معرفی میکند. در مقابل، حافظ با تکیه بر همان تصاویر، دل را عرصهای چندلایه میبیند که در آن عشق، رندی، درد اجتماعی و بازیهای عقل و احساس درهم میآمیزند. به بیان دیگر، دل در شعر عطار بیشتر مسیری برای وصول به حقیقت است، در حالی که در شعر حافظ میدانی برای جدال و تجربههای متناقض انسانی جلوه میکند. این مقایسه نشان میدهد که اگرچه هر دو شاعر در سنت عرفانی و عاشقانهی فارسی قرار دارند، اما نگرش آنها به دل بازتابی از تفاوتهای بنیادی در جهانبینی و تجربهی زیستهی آنان است. چنین تحلیلی میتواند درک تازهای از کارکرد استعارههای شناختی و نمادهای عرفانی در غزل فارسی فراهم آورد.
کلیدواژهها